جمال الدين محمد الخوانساري

15

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

7288 لكلّ اقبال ادبار . از براي هر اقبالى ادبارى باشد غرض اينست كه باقبال وروآوردن دولتها مغرور نبايد شد هر اقبال ورو آوردنى را ادبار وپشت گردانيدنى باشد . 7289 لكلّ مصاب اصطبار . از براي هر مصيبت رسيده شدهء شكيباييست ، مراد اينست كه حق تعالى هر كه را مصيبتى باو برسد قدرى صبر باو بدهد كه اگر آن نباشد تحمل آن مصيبت نتواند كرد وهمهء مصيبت زدگان در آن قدر شريكند وتفاوت در قدر زايد بر آنست بعضي زيادة بر آن نيز صبر آورند بمرتبهء كه أصلا جزع نكنند وبعضي قدرى جزع كنند پس هر كه آن قدر زايد در أو بيشتر باشد اجر وثواب أو كاملتر باشد . 7290 لكلّ كبد حرقة . از براي هر جگرى سوزشى است ، مراد اينست كه هر كه را ستمى رسد خواه خوب باشد وخواه بد جگر أو را سوزشى باشد كه با آن سوز هرگاه نفرين كند بر آن ستمكار در گيرد ومستجاب گردد ، پس از آن حذر بايد كرد . 7291 لكلّ شيء حيلة . از براي هر چيز چارهء هست ، يعنى حق تعالى از براي هر چيز كه خواسته وتكليف بآن كرده يا ضرور شود كه كسى بكند چارهء قرار داده كه بآن مىتوان كرد آنرا ، وكسى را هرگز مضطرّ نمىسازد ، پس آدمي در هر كار بايد كه تأمّل كند تا چارهء آنرا بيابد . 7292 لكلّ جمع فرقة . از براي هر جمعيتى پراكندگيى باشد غرض اينست كه بجمعيتها مغرور نبايد شد